عبد الحسين نوايى
264
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
شريفه به لوازم درس و افاده پرداخته به نشر علوم دينيه قيام نمود و غايت فضل و كمالش بر ضمير انور خاقان عالىگهر ظاهرتر گشته در تعظيم و احترامش افزود و چون آن پادشاه افاضلنواز به جوار رحمت ايزدى پيوست ، بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا به دستور پدر بزرگوار خود در رعايت جانب امير غياث الدين محمد كوشيدند و جميع مطالب و مقاصدش را به انجاح و اسعاف مقرون گردانيدند و بر اين قياس محمد خان شيبانى نيز در تربيت آن حاوى فضايل انسانى از خود به تقصير راضى نشد و همواره آن حضرت را معزز داشته بر امثال و اقران فائق و راحج مىدانست ، و بعد از آنكه محمد خان در مرو شاهجان به قتل رسيد و آفتاب اقبال شاه مرتضوى خصال ، از بلدهء هرات طالع گشت ، ساحت امانى و آمال مرتقيان درجات فضل و كمال را نضارت بخشيد نواب كامياب آثار شمايل نبوى و انوار فضايل صورى و معنوى در ناصيهء حال آن فايز به سعادات دنيوى و اخروى مشاهده فرموده ، زمام منصب قضاى تمامى ممالك خراسان را در قبضهء آن حضرت نهاد و عنان قبض و بسط و رتق و فتق جميع امور و مهمات شرعيه را من حيث الاستقلال و الانفراد به كف درايتش داد ؛ لاجرم عتبهء عليهاش ملاذ اكابر اطراف آفاق شد و سدهء سنيّهاش پناه اعاظم و افاضل به استحقاق گشت و همچنين آن زبدهء اولاد سيد المرسلين در سايهء رعايت و تربيت پادشاه حشمت آيين از درجهاى به درجهاى ترقى مىنمود تا ميان منصب صدارت و امارت جمع كرد و صاحب طبل و علم و خيل و حشم شده در دار السلطنهء هرات روى به تمشيت مهمات ملكى و مالى آورد و از اين جهت نائرهء عصبيت در كانون درون امير خان برافروخته بنياد غمز و سعايت اهل حسد فى جيدها حبل من مسد ، ساعت به ساعت التهاب آن آتش سمت ازدياد مىگرفت و مطلقا به آب نصيحت و اصلاح مصلحان خيرانديش و متوسطان نيكوكيش صفت انطفا نمىپذيرفت ، تا كار به جايى رسيد و مهم بدانجا انجاميد كه امير محمد در ايام محاصرهء عبيد اللّه خان عزم جزم كرد كه چون مخالفان از ظاهر هرات كوچ نمايند به پايهء سرير اعلا شتافته لب به شكايت امير خان بگشايد و شمهاى از خرابى ولايات خراسان عرض فرمايد و امير خان از اين معنى انديشمند شده ، گرفتن و كشتن آن حضرت را با خود مخمر گردانيد . از نوادر وقايع آنكه در شب سهشنبه ششم ماه رجب آن سيد حسينى نسب در عالم رؤيا مشاهده نمود كه